امادگر ازآسیب دیدن دراما ن نخواهدبود

دوباره من منو هجوم شبهای تاریک شبایی که آسمونش تنها بارید
من قید خودمو زدم تا توباشی دیگه گم شده بودم بین آب و آتیش
من با عظمت سکوت سرت داد زدم نرو خودم سوختنمودیدم تو هم آب شدنمو
تو منو کم داری هنوز مثل دارو به درد چی به سرم اومد که ساعتم وارونه رفت
وقتی تو ایینه کسی نبود از بی کسی توی مرداب رویای کی پر می زدی؟
توبه من بدی کردی یا خدا بد داده؟ رفتنت پراز غمه و نموندنت یه عالمه
توحق داری این قانون و تو نظرت رو بزن شکستنم وجودته مثل تبر و درخت
تو ازادی ازالان امادرحین فرار همیشه بامن بی من بودی مثل ریل قطار
توی امروزم جاموندموتورفتی فردا دلم واسه خودم تنگ می شه بعضی وقتا
من ته جاده رو دیده بودم که تو برعکس که توگم شدی سردوراهی عشق و هوس
توگفتی فرقی نداره بیاساده بدیم آدم مرده و حوا شده تاجرسیب
من دم نزدم تو کل حرف رو گفتی خودم باخت دادم بهت یاکه تومنوبردی؟
خیلی وقته چشمای شهر مارو بی هم دیدن کاری رو کردی که خیلیا ازش می ترسیدن
شبای ابریتو بامن بودی باقی اش با کی؟ من باخاطرات دارم شبا آتیش بازی
بایدگر گرفت سوخت و رفت تادلش جهنم خودمونمی دم مثل تو به بهشت
آسمونای کی بود هرکی برده مالشو ستاره هاشو تو چیدی و منم قرص ماهشو
![]()
ببین اگه منو نفهمیدی تقصیر تونیست تقصیر منه
شروع می شه بادوحرف ولی حرف سکوت
چونکه من ترانه مرگ و سرود
واسه درک من تونباشی درست نیست بگم
اگه منوفهمیدی تو هم بزرگی بفهم
منیت تکه چون نباید حروم به ما شه
منودوست دارم چونکه تویی نبوده که باشه
منم مثل ادمه ولی تن وبدن گرگه
ازسیلی گذشته من با چک ولقد سرخم
من خیلی فرق دارم باکسایی که ندیدی
چشماتوببندمنوببین سوارطریقی
همون طریقتی که کاواکو من من کرد
همون جسم سیاه که نورش رگ سرزد
توی رگهاش نور پره ولی از نورشماست
رنگ خون می ده نورش ولی ازخونه جداست
ایمان رو بادبرده و باد تو سرمه
اگه توبیداری صدقه خواب بودنمه
می خوام خدابفروشم و یکم خنده بخرم
بنده بد بده منم بنده بدم
آره من تاریکه ولی نور تو صدامه
من رو روشن کن بایه فوت توچراغت
سربسته می گمو سری نمی ره به بحث
یکم سنگینه آره ولی همینی که هست
همه دردا ختم به درد بودنه
دنیای من اندازه عرض شونمه
وقتی سوختم خنده بود با یه نمه دود
من پرپرزدم نه که لای پر قو
می خوام اشک بریزم و دنیارو فحش بدم
چرا چون دوتامثل خودم به من گوش بدن؟
راستی من کجامو تو کجا
چونکه من از همه قانونای طبیعت جدام
من تشنه می کنه می گه بدو تا دریا
قانون من فقط دودوتا پنج تا
من خودمم منو حتی ایینه ندیده
ازمن شروع می شه بالاپایینه بقیه
هرکی مزه ای داره بعدش یه نفربعد
اگه تنهاترینی بیا به طرف من
اگه من درد باشه خدایی که ریشه کنه
لطفای اجباریش فقط بیخ ریشه منه
من فلسفش اینه تو یه دروغ فاحشی
اگه من نباشه تو هم یه وجودخارجی
من یعنی نبض ضربان
من یعنی رمز نفسات
من یعنی هم قد باتو
خلاصه کلاموبگم من یعنی کاواک
گفتم که تقصیر منه